خط داستانی
سینه تابستان است و باران می بارد ماتیلد احساس خستگی می کند و آرزوی زمستان و برف دارد تا بتواند به تعطیلات زمستانی برود دوستان خیالی اش صبحانه پرنده و مورملتون به اندازه کوچک برای رفتن به تعطیلات زمستانی در فریزر وجود دارند و ماجراجویی عظیمی منتظر همه شان است