خط داستانی
دوست مخفی من، تو را به اقیانوس میبرم، جایی که میتوانیم بیپایان شنا کنیم. جانهای ما در عمق اقیانوس با هم برخورد میکنند و در خاموشیها گم میشوند. این بار پسوردی نیست، زیرا تو هر روز در پایانهای تهی فرسودهای. تصور این بار آرامش شیرین در عمق را بهخاطر بسپار تا در میان نور و هیچ گم نشوی.