خط داستانی
دیوید با کنار گذاشتن زندگی جنایتکارانه پیشین، برای تحقق آرزوی دیرینه خود برای تبدیل شدن به خواننده حرفهای فادو - آواز محلی پرطرفدار پرتغال - تلاش میکند. او به همراه بهترین دوستش آدریانو، برای تکمیل مهارتهایش در حلقه فادو وادیو لیسبون شروع به اجرا میکند، اما درحالی که صدای قدرتمند آدریانو به سرعت برایش اجراهای پردرآمدی به ارمغان میآورد، دیوید با مشکل روبرو میشود. وادیو پرتره انسانی از رستگاری است، شاید دستنیافتنی از طریق موسیقی اما ممکن با شعر. متأسفانه دیوید نمیخواهد شاعر باشد. این داستان عاشقانهای است برای لیسبون و فادوی گذشته، جایی که مردم هنوز با خواندن آهنگهایی درباره غمهایشان به تزکیه روان دست مییابند.