خط داستانی
کشوری زیبا. دارای کوههاست. جنگلها دارد. رودها دارد. تنها این است که آب ندارد. ادوارد و همسرش خانهای کوچک و ساده با یک باغ دارند. مانند همه چیز در اطراف، باغ دیگر باغ نیست، بلکه زمینی بایر با فقط تعدادی سرِ بقایای ذرت خشک است. خشکسالی فاجعهای خاموش است که سراسر کشور را میپیماید — مانند شبحی.