خط داستانی
بیست وهشتم ژوئیه ۱۹۵۸. بدهکار، رهبر قدرتمندترین باند در سوفییا تاون، با منطق خود زندگی می کند. ایو مموسی آوازخوانی با پرشور درحال رسیدن به یک حرفه بین المللی است و آخرین کنسرت خود را در سالن محلی می دهد پیش از سفر به لندن. فردا، دسته های پلیس ساکنان خیابان گرتی را از خانه هایشان بیرون خواهند کشید و آن ها به یک اردوگاه دورافتاده فرستاده می شوند. با اینکه از واقعیت تلخ زندگی سیاهان آفریقای جنوبی فرار می کند، بدهکار تصمیم می گیرد برای خانه اش تا پای مرگ بجنگد. اما سرنوشت ایو مموسی را که او را از دور دوست داشته به مدار او می اندازد و در شبی که این برخورد زیبا رخ می دهد، جناح ونپیپر ها به رهبری وپیس ها، در برابر هر دو قصد حمله می کنند.