خط داستانی
یک تولهسگ یک چیز بزرگ، خاکستری و پشمالو را در رودخانه میبیند، ترسیده و فرار میکند، اما در راه یک مرغ، یک مرغابی و یک توله خرس به او ملحق میشوند. آنها به سمت موش کوچکی میدوند که از چیزی نمیترسد، اما مه را در آن چیز بزرگ، خاکستری و پشمالو دیده است. از هیچ چیزی نترسید و تمام ترسها مانند مه از بین خواهند رفت.