خط داستانی
پیک موتوری به نام سلیم و راننده تاکسی به نام پارتو همخانههایی هستند که به والدین خود در مورد اقامت در دبی دروغ میگویند و در حقیقت در حیدرآباد زندگی میکنند. هنگامی که آنها صاحب کتاب «دسا راحاسیالو» نوشته شده توسط یک سرگرد بازنشسته ارتش به نام یعقوب خان میشوند، آن را چیزی بیش از آنچه هست تصور کرده و سعی میکنند آن را به پاکستان بفروشند.