خط داستانی
هاکان که میخواهد سریع پولدار شود و زندگیاش را نجات دهد، با هر وسیلهای برای رسیدن به هدفش دست به دامان میشود و توسط طمعی بیوقفه گرفتار میشود. بدون آگاهی او این طمع را به دوستان نزدیکش نیز انتقال میدهد. اشتباهی ناخواسته آنها را به عَلم غریبی میبرد. سفر این جوانان که به سوی پایان نامعلوم میرود در جستجوی گنج و قلعه باوات به تضادهای شخصیتی میانجامد. قدرت عدم باور حقیقت دنیای ناشناخته را برای هاکان آشکار میکند و دروازههای ترس را به روی او میگشاید. وعدهای که در ازای خیانت در بشقاب تفنگ داده شد، این سفر تاریک را روشن میکند و با واقعیت مرگ مواجه میسازد. زِفیـر حکایت تدفینی جادویی با بیش از هزار سال قدمت و سفری است که مرزهای ذهن را گسترش میدهد.